خواستگاری و ازدواج 2

پيش از ازدواج بايد بدانيد كه ...


مجموعه ای از مطالب ضروری و سوالات در خصوص آشنایی و تکمیل فرایند خواستگاری :


روان شناسی عمومی ، مشاوره و سلامت روان

خواستگاری و ازدواج

"ازدواج"

یکی از بزرگترین رویداد های زندگی هر انسان

و "خواستگاری"

فرایند شناخت و انتخاب... یکی از بزرگترین انتخاب های زندگی


مجموعه ای از لینک های مفید در زمینه جلسات خواستگاری را در ادامه خواهید دید:



آموزش خواستگاری موفق


سوالاتي كه در جلسات خواستگاري بايد پرسيد


چه سوالاتی درمراسم خواستگاری بپرسیم؟






علاوه بر مطالعه لینک های فوق
مطالعه:

کتاب : "سین جین های خواستگاری" از آقای داوود نژاد

کتاب: "بهشت خانواده" از دکتر مصطفوی

کتاب: "روابط متکامل زن و مرد" از استاد علی صفائی حائری

و مجموعه "گلبرگ زندگی 1و2" از آقای دهنوی

را توصیه میکنم.



موفق باشید
التماس دعا
سید محمد علی میررضایی

کتاب سین‏جین‏های خواستگاری

آیا این درست است که خانواده پسر، در روز خواستگاری پسر را همراه خود نیاورند. مگر فقط آنها باید بپسندند؟ مگر دخترکالاست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.


به خانواده پسرها تذکر دهید که با نگاه خرید و تفریح به خواستگاری نروند.


آیا خواستگاری های که مادر و خواهر می روند و جای پسر نظر می دهند، درست است ؟


وقتی خانواده پسر تماس می گیرند و می خواهند قرار خواستگاری بگذارنند، عکس العمل خانواده دختر چگونه باید باشد ؟


در مورد فضای خواستگاری و کسانی که باید در این جلسه حضور داشته باشند و در مورد پوشش دختر خانم توضیح دهید.


در جلسه خواستگاری، دختر باید صحبت را آغاز کنند یا پسر ؟


در جلسه اول خواستگاری، بهتر است چه سوالاتی مطرح شود ؟


آیا درست است در جلسه اول خواستگاری، دین دختر زیر سوال برود که متدین است یا خیر ؟


سوال هایی را بگویید که که خانم می تواند از آقا بپرسد.


دختر تا چه حد باید از جزئیات زندگی خود به آقا بگوید ؟


آیا در جلسه خواستگاری مهم است که دختر و پسر بیماری مثل سنگ کلیه یا میگرن را بگویند ؟


در کدام جلسه خواستگار، موضوع بیماری را باید گفت ؟


آیا لازم است موضوع بیماری حاد یا ازدواج قبلی را به خانواده پسر بگوییم ؟


آیا در جلسه خواستگاری، میتوان دروغ مصلحتی در مورد سربازی و تحصیلات گفت ؟


آیا صحبت با دختر در خواستگاری، اشکال شرعی ندارد ؟


آیا صحبت هایی که در خواستگاری میشود، ضمانت اجرا دارد ؟


قصد ازدواج با دختر خاله ام را دارم. مادرم می گوید اول به آزمایش برویم و بعد خواستگاری برویم. آیا این درست است ؟


آیا این همه سخت گیری در خواستگاری لازم است ؟


چه چیزی باید درباره خواستگار پرسید ؟


آیا اینکه خانواده دختر پس از چند جلسه صحبت و گفتگو جواب نمی دهند و خانواده پسر را معطل می گذارند، کار درستی است ؟


در جلسه دوم خواستگاری چه سوالاتی باید مطرح شود ؟


در مورد سوالات اختصاصی جلسه دوم خواستگاری توضیح دهید.


در جلسه سوم گفتگوی خواستگاری چه محورهایی مهم است ؟


پاسخ تمامی سوالات از متن کتاب آقای داود نژاد به نام : "سین‏جین‏های خواستگاری"

در ادامه مطلب

منبع

ادامه نوشته

سهراب دانشگاهی

اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
))
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید((
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
و به آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم

وصیت نامه بز بز قندی

قوی ترین و قشنگ ترین طنز اجتماعی ای که از اول امسال خوندم این بود...

وصیت نامه بز بز قندی

قویا توصیه میکنم بخونید، کوتاهه

( برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید )

ادامه نوشته

معکوس

مقایسه عشق و دوست داشتن
تعابیری ژگرف و اندیشمندانه از دکتر شریعتی
تعاریفی که شما را به شگفتی می آورد
حقیقت چیست ؟؟؟
کدام مفهومی عمیق تر و درست تر دارد ؟؟؟
( برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید )

ادامه نوشته

ملکه

یه روز یه پسر انگلیسی باطعنه به یک پسر مسلمون میگه: چرا خانوماتون نمیتونند با مردا دست بدن یا لمسشون کنند؟ یعنی مردای مسلمون اینقدر شهوت پرستن که نمیتونند خودشون رو تحمل کنند؟ پسرمسلمون لبخندی میزنه و میگه: ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟ پسر انگلیسی با عصبانیت میگه: نه! مگه فرد عادیه فقط افراد خاص میتونند با ایشون در رابطه باشن!! پسر مسلمون میگه:

خانومای ما همه ملکه هستن

حرمت

یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! 
میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش، رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمیدونستم که خواهرتو بو
د ! 
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد و خوابید ولی خواهرمو نشناخت...

ای قوم به حج رفته

چشمها را باید شست

 دل خوش از آنيم که حج ميرويم

 غافل از آنيم که کج ميرويم

کعبه به ديدار خدا ميرويم  

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست

 شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

 هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب

 شب همه شب گريه و امن يجيب

حتما ادامه ی مطلب را ملاحظه نمایید

با تشکر از محمد هراتی

ادامه نوشته

مفید و مختصر

درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي‏ عرضگي را صبر، و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي‏نامند.

"گاندي"



آنچه ما را به نابودي خواهد كشاند از اين قرار است: سياست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصيت و تجارت بدون اخلاق.

"نمی دونم"




درعجبم از مردمی که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگی ميکنند اما بر حسين و زهرايی می گريند که آزاد زيستند

"دکتر علی شریعتی"



 می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟

لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم 

"نمی دونم"



روزگاریست شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید، سجده خواهم کرد.

"دکتر شریعتی"



شاد بودن بزرگترین انتقامی است كه میتوان از دنیا گرفت

"زرتشت"



هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود، چیزی یاد نگرفتم...

"دکتر علی شریعتی"



ای کاش به جای انکه زخمهای حسین را نشانمان میدهند افکار حسین را نشانمان میدادند..حسین تشنه اب نبود تشنه لبیک بود.

"دکتر شریعتی"



آخر ساعت، درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي، سوالي مطرح كرد:

استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد، جهان سوم كجاست؟؟

فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود؛ من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم؛ به آن دانشجو گفتم:

جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند، خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

"پروفسور محمد حسابي"



روزي مجنون از روي سجاده شخصي درحال نماز عبور كرد، مرد نماز را شكست وگفت: مردك من درحال راز و نياز باخدا بودم تو چگونه اين رشته را بريدي؟ مجنون لبخندي زد وگ فت: من عاشق دختري هستم، تورانديدم، توعاشق خدايي و مرا ديدي.

"نمی دونم"


مادرم می گفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب... اما حالا هزار شب است پشیمانم، که چرا یک شب عاشقی نکردم...

"دکتر شریعتی"



تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود.

"مدیر پلاکفا S T All کرده بود، نمی دونم"



ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین!آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم

"نمیدونم"



خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت، حیوانات را شهوت داد بدون عقل، و انسان را شهوت داد با عقل، هر انسانی که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و انسانی که شهوتش بر عقلش غلبه کند از حیوان بدتر است.

"نمیدونم"



خدایا، شهرت، منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که میخواهند باشم، نکند

"دکتر شریعتی"



برایت دعا میکنم تا ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه که خدا را از تو میگیرد

"دکتر شریعتی"



بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی

"نمیدونم"



روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالا تره، نه به خاطر این که خداست، چون می خواد دستت رو بگیره.

"نمیدونم"



درود برکسانی که ازپاکیشان دوستی آغاز میشود، ازصداقتشان دوستی ادامه میابد و از وفایشان دوستی پایانی ندارد.

"کوروش کبیر"

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من

ياد خدا آرامش بخش دلهاست


دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من  /  به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من


اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را  /  بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من


بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش  /  بیاور قطره ای اخلاص و دریا کردنش با من


به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی  /  طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش با من


بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را  /  بیاور نیک و بد را جمع ، منها کردنش با من


چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن  /  غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من


به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان  /  بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من


اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت  /  تو توبه نامه را بنویس، امضا کردنش با من


حواسم دائما به شماست ؛ می دانم که غریبید



چرا دیگر چای نمی نوشم؟

این مطلب را برای همه کسانی که دوستشان دارید بفرستید
مطالبی تکان دهنده در باره ی چای:

ادامه نوشته

ارزش زندگی

مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند.آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.

زن جوان: يواش تر برو، من مي ترسم.
مرد جوان: نه، اينجوري خيلي بهتره.
زن جوان: خواهش ميکنم ، من خيلي مي ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول بايد بگي که دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم، حالا ميشه يواش تر بروني.
مرد جوان: منو محکم بگير.
زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.
مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نميتونم راحت برونم، اذيتم ميکنه.

روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
دمي مي آيد و بازدمي ميرود. اما زندگي غير از اين است و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد که نفس آدمي را مي برد.

داستان کوتاه!

{حیفم اومد اینو نگم، باور کن اگر این داستان رو نخونی، یادگیری مطلب بزرگی رو از دست دادی}

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:

«پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر»

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد

«پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام»

۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که «چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟»
پسرش پاسخ داد : «پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم»

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید.
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.

منبع

تفاوت مهد کودک های ایران و ژاپن

خیلی از این جریانات و تفاوت ها و روحیات و اخلاقیات ایرانی ها و ژاپنی ها شنیدیم

اما یکی از زیباترینشون به نظرم اینه:

در مهد کودک های ایران 9 صندلی می گذارند و به 10 بچه می گویند هر کسی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره "گرگه" باید سر بذاره و ادامه بازی.
///
در مهد کودک های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یک نفر هم روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن وهمدیگر رو طوری بغل میکنن که كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه.

گزارشی جالب از میلیاردهایی که دیپلم ندارند

عنوان به اندازه کافی جذاب هست، اگر مایلی، بقیش داخل ادامه مطلب ( به خاطر طولانی نشدن صفحه اصلی )
ادامه نوشته

نکات جالب روانشناسی

- دانشجو در پی انباشت حافظه در ذهن است او در حافظه رشد می کند نه در معرفت و آگاهی .
- در شهوت دیگری را فدا می کنی و در عشق خودت را .
- در عشق دیگری مهم است در شهوت تو مهم هستی .
- اگر هنوز به دنبال تصاحبی عشق تو شهوت است .

- انسان آزاد است او می تواند راستگو یا دروغگو باشد، راستگویی انتخاب آگاهانه برای انسان است اما دروغگویی انتخاب نا آگاهانه است که جامعه بر او تحمیل کرده زیرا می داند اگر دروغ بگوید راحت و بی مسئولیت خواهد بود بهمین دلیل الهی شدن انسان بسیار با شکوه و زیباس.
- اگر موفق شدی خوب است اگر موفق نشدی باز هم خوب است، تجربه بدست آورده ای ولی در حال شاد و مسرور باش .

- از مرگ هوشیار تر باش در موردش فکر کن و از آن نترس .
- در چشم دیگران نگاه کن .
- از عبارت « متشکرم » زیاد استفاده کن .
- از عبارت « خواهش می کنم » زیاد استفاده کن .

- خود را و دیگران را ببخش .
- بی هیچ علت خواصی بگذار به تو خوش بگذرد .
- هر وقت احساس کردی استحقاقش را داری در خواست ارتقاء کن .
- در مبازه ضربه اول را بزن محکم هم بزن .




کلمات کلیدی: نکات روانشناسی،جملات روانشناسانه،روانشناسی،روانشناس،روان شناس،موفقیت،نکات موفقیت،راهکارهای موفقیت،آموزه های روانشناسانه،کارگاه موفقیت،کلمات جادویی،بهترین ها چگونه اند،روانشناسان چه میگویند،زندگی بهتر،ارامش،جملات ارامش بخش،جملات زیبا،سخنرانی،همایش،کنفرانس،جلسه،گفتگو،راز های موفقیت،راز های خوشبختی،رموز موفقیت،رموز خوشبختی


حقیقت وارونه

واعظي پرسيد از فرزند خويش هيج داني مسلماني به چيست؟

صدق و بي آزاري و خدمت به خلق هم عبادت، هم کليد زندگي‌ست گفت زين معيار اندر شهرما يک مسلمان هست آن هم ارمني‌ست

 

سحر خوش خلقی

جذابیت...

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :


میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
- اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند.
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا !

و حق هم داشت. آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود.
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
- برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود !

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
- من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم.

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

با تشکر از مهدی، گروه پرشین استار

آقای هاشمی، خواهشا لااقل به فرمایشات خودتون عامل باشید

مشرق جزئیات دیدار اسدالله بادامچیان با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رو با مصاحیه ای که با وی داشته منتشر کرد؛

چند فراز از این مصاحبه:

*در مساله وقف دانشگاه آزاد ایشان گفتند؛ من اصل ولایت فقیه را که خودمان سالها مبلغ آن بودیم را کاملا قبول دارم و اصولا رهبری فعلی انقلاب را شخصی می دانم که هیچ نظیری برای ایشان نیست و هرگونه تضعیف ایشان را حرام می دانم.

بادامچیان تصریح کرد: آقای هاشمی در این دیدار گفتند که "درباره وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر فقهی معتقد بودم که اموال قابل وقف کردن است اما بعد از نظر صریح ایشان من حتی نظر خودم را در جایی نمی گویم و همان نظر را پذیرفته ام".

و اما...

آقای هاشمی، خدا کنه همیشه کلام رهبری برای شما فصل الختام باشه؛

خدا کنه الانم برای اصل ولایت فقیه مبلغ باشید.

آقای هاشمی، نامه ی مؤدبانه ی شما به عنوان فلان و فلان این مملکت به رهبری، نوعی تضعیف و یا لااقل  حربه ای برای تضعیف ایشون در تبلیغات مغرضانه دشمنان نبود؟

آقای هاشمی، رسوندن یک نظر غیر حق تا حد تصویب در مجلس توسط شما که به اصطلاح فلان و فلان این مملکت هستید و مجبور کردن رهبری به اعلام نظر صریح، اگر تضعیف نباشه، دادن حربه به دشمنان هم نیست؟

و آقای هاشمی، چندین و چند کار دیگر شما که از تکرار مکررات خودم رو معذور میکنم، در مسیر تایید رهبری بوده و هست؟

آقای هاشمی، خواهشا لااقل به حلال و حرام خودتون عامل باشید.