عیدتان مبارک


خدا سوسکت کنه ایشالا اگه منو دعا نکنی
(ستاد تنبلان دعا خواه)
جدای از شوخی
التماس دعا...
فضیلت نام محمد
پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم):
«هرگاه کسی را محمد نام نهادید، او را زشت مشمارید و با چهره در هم با او روبه رو نشوید
و او را نزنید.
مبارک باد خانهای که در آن محمد باشد و مجلسی که در آن محمد باشد
و
همسفرانی که در آنها محمد باشد».![]()
پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم):
«هرگاه فرزند را محمد نام نهادید، او را گرامی بدارید و در مجلس برایش جا باز کنید و
کار
او را زشت مشمارید».![]()
رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صل
الله علیه و آله و سلم):
«هیچ خانهای نیست که نام محمد در آن باشد،
مگر آنکه خداوند روزی آنها را بسیار میکند. پس هرگاه آنان را [محمد] نامیدید،
آنان
را نزنید و دشنام ندهید».![]()

ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری شهات حضرت فاطمه زهرا (س)
مجموعه ای از مرثیه های در وصف شهادت حضرتشان را تقدیم حضورتان میکنم
حاج محمود کریمی
بارونه، بارونه بارونه، چشمامون برا تو گریونه (فاطمیه دوم)
من بی قرار روضه زهرای اطهرم (فاطمیه دوم)
یاد ایامی که ما در خانه مادر داشتیم (فاطمیه اول)
دنیا غریبی ندیده مثل امشب (فاطمیه اول)
دوباره با فرارسیدن موسم نوروز، خبرهای ضد و نقیض فراوانی درباره سفره هفت سین و ماهی های کوچک تنگ بلور آن به سر زبانها می افتد. شاید داغترین خبرهای هفت سینی باز هم مانند سالهای گذشته، بیماری زا بودن ماهیهای قرمز است که گفته می شود چندین بیماری را با همدیگر منتقل می کنند.
خبرآنلاین: بنا به گفته دکتر ایرج خسرونیا، آلودگی مکانهای پرورش این ماهیان، علت اصلی انتقال این بیماریهای خطرناک است. به گفته این پزشک متخصص، هر ساله در ایام نوروز دستفروشان اقدام به فروش ماهیهای زینتی میکنند و به دلیل رعایت نکردن نکات بهداشتی تماس با این ماهیها خطر بروز بیماری را در پی دارد.
کارشناسان می گویند بررسیهای سالهای اخیر نشان میدهد که ماهیهای قرمزی که در آبهای آلوده پرورش میکنند موجب انتقال میکروب به انسانها میشود. به گفته آنها میکروبها از طریق مدفوع ماهیها وارد آب میشود و بر اثر تماس به دست افراد انتقال پیدا میکند.
آنها توصیه می کنند کودکان از دست زدن به ماهیها در تنگ آب اجتناب کنند و اگر دستشان به آب ماهیها خورد بلافاصله با آب و صابون بشویند تا آلودگیها از بین رود. همچنین در ایام نوروز که تماس مردم با ماهیهای قرمز زیاد است، بهتر است افراد ماهیها را با توری تهیه کنند و از دست زدن به آنها خودداری کنند.
مثل ماهی سرزنده
مثل سبزه شاداب و زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه ارزشمند باشید
پیشــاپیش ســال نــو بــر شمــا مبــارک
عناوین ادامه مطلب:
- ماهی قرمز تنگ بلور، ایرانی یا چینی؟
- ماهیهای مرده، داغ دل طرفداران محیط زیست
- نكاتی در مورد ماهی قرمز و نگهداری مناسب از این نوع ماهی
- اطلاعیه بهداشتی دامپزشکی در خصوص نحوه نگهداری ماهی قرمز شب عید، به نقل از سایت نظام دامپزشکی
تا کی؟ تا چند؟ تا کجا تا آوریم روزگار بی آفتاب را؟ ...
محرم راز
در غــــم هجر رخ مـــاه تو در سوز و گدازيم تا به كى زين غم جانكـاه بسوزيم و بسازيم
شب هجــــــــــران تو آخر نشود رُخ ننمايى در همــــه دهــــر تــو در نازى و ما گرد نيازيم
آيد آن روز كه در بــــــــاز كنى پردهگشايى تا به خـــــاك قدمت جـان و سر خويش ببازيم
به اشارت اگرم وعــــــده ديــــــــدار دهد يار تا پس از مـــرگ به وجد آمده در ساز و نوازيم
گر به انديشه بيايد كه پناهى است به كويت نـــه ســـوى بتكده رو كرده نه راهى حجازيم
توی ایام محرم هستیم حیفم اومد که چیزی نگم، شعری به چشمم خورد گفتم شما هم بی بهره نباشين
ظهر عاشوراست
کربلا غوغاست
کربلا آن روز غوغا بود
عشق تنها بود
آتش سوز و عطش بر دشت می بارید
در هجوم باد های سرخ .....
11 شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان
زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام
مرقد حضرت علی اکبر علیه السلام
جوان کیست؟
11 شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان
ميلاد حضرت علي اكبر مبارك باد
ميلاد با سر سعادت شبيه ترين افراد در خلق و رفتار به وجود نازنين بهترين آفرينش كردگار،
حضرت علي اكبر عليه السلام، بر تمامي جوانان و پيروان حضرتش تبريك و تهنيت باد.
حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.
مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است . لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا ، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت " اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...".
حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند . او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .
وقتی امام حسین (ع) از منزلگاه «قصر بنی مقاتل» گذشت، روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد. حضرت علی اکبر وقتی سبب این حمد را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سواری می گوید این کاروان به سوی مرگ می رود. پرسید: مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود: چرا. حضرت علی اکبر گفت: «فاننا اذن لا نبالی ان نموت محقین» پس باکی از مرگ در راه حق نداریم!
روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود. وقتی به میدان می رفت، امام حسین در سخنانی سوزناک به آستان الهی، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد.
علی اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهای شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن داشت. پس از شهادت، امام حسین صورت بر چهره خونین حضرت علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد . (1)
علی در جوانی با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود نگاه انبوهجوانان را به سوی خود جلب میکرد. آنچه در این فراز از داستاناو گفته میشود، نکتههایی است که بی تردید با مطالعه و رد شدنتاثیری بسزا نخواهد داشت، از این رو، باید از سرصبر و تاملبیشتر مطالعه و مرور کنیم و به خاطر بسپاریم.
علی صفات جد خود را میدانست، از اینرو، هماره در آینه اخلاق ورفتار او نظر میکرد و خود را بدان صفات میآراست. به هنگام جوانی در میان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود;
ولی در درتنهایی اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراوانی بهخلوت با خدای خود و پرداختن به راز و نیاز و گفتگو باخالق هستیداشت. در زندگی آسانگیر، ملایم و خوشخو بود، نگاهش کوتاه مینمودو به روی کسی خیره نمیشد. بیشتر اوقات بر زمین چشم میدوخت و بابینوایان و فقرا که از نظر ظاهری در جامعه و نگاه دنیا طلباناحترام چشمگیری نداشتند. نشست و برخاست میکرد، با آنان همسفرهمیشد و با دستخود دردهانشان غذا میگذارد. اصالتهای فکری واستواریهای روحی، وی را چنان کرده بود که هیچگاه و از هیچحاکمی هراس نداشت.
هرگز عیبجویی نمیکرد و از مداحی نابجا و شنیدن چاپلوسی افراددوری میکرد. تمامی انسانها را بندگان خدا میدانست و از تحقیرآنان خود داری میورزید. در طول عمر خویش به کسی دشنام نداد وناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگویی شیوه همیشهاو بود. بخشنده بود و آنچه به دست میآورد، به دیگران بویژهنیازمندان انفاق میکرد. هرگاه کسی هدیهای به او تقدیم میکرد،با گشاده رویی میپذیرفت. اگر فردی مهمانی داشت و او را دعوتمیکرد، میپذیرفت. به عیادت بیماران میرفت، هرچند خانه بیمار دردور افتادهترین نقطه شهر باشد. در تشییع پیکر مردگان حاضر میشدو هیچ یار از دست رفتهای را تنها نمیگذاشت.
برای همسالان برادری مهربان و برای کودکان پدری پرمحبتبود ومسلمانان را مورد لطف و عطوفتخویش قرار میداد. امور دنیوی واضطرابهای مادی او را متزلزل نمیساخت.
زندگی علی ساده و بی پیرایه بود و در آن از تجمل، اسراف وتبذیر اثری دیده نمیشد. آنان که اخلاقی نیکو و فضایلی شایستهداشتند، همیشه مورد تکریم و احترام وی بودند و خویشاوندان ازصله او بهرهمند میشدند. از صبری عظیم برخوردار بود و از هیچ کستوقع و انتظاری نداشت.
در میدان رزم سلحشوری شجاع، نیرومند و پرتوان بود و انبوهدشمن هرگز او را بیمناک نمیساخت. در اجرای عدالت و دفاع از حق،قاطع و استوار بود. به یاری محرومان و مظلومان میشتافت و دربرابر ظالمان میایستاد تا حق را به صاحبش برنمیگردانید، آرامنمیگرفت. به دانش اندوزی و فراگیری معارف اهمیت زیادی میداد وهمواره پیروان خود را از جهالت و بیخبری باز میداشت.
به پاکیزگی و آراستگی علاقهای وافر داشت و این صفت از دورانکودکی در او دیده میشد. از این رو هماره برتمیزی لباس و بدناهتمام میورزید.
بسیار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم راگردن فرازان و سرکشان میدانست. نه تنها برانسانها بلکه برحیوانات نیز شفقت داشت و با مهربانی و ملایمت و انصاف با آنانرفتار میکرد.
آنان که قیافه ظاهری و سیمای به نور نشسته علی را دیدهاند،چهره وی را این گونه ترسیم کردهاند:
قیافهاش بسیار با ابهتبود و چون ماه تابان میدرخشید. بهزیبایی و پاکیزگی آراسته بود. از چهار شانه بلندتر و ازبلندکوتاهتر. رنگی روشن و به سرخی آمیخته و چشمانی سیاه وگشاده با مژههایی پرموداشت، گونههایش هموار و کم گوشتبود،مویش نه بس پیچیده و نه بسیار افتاده مینمود. از سینه تا نافخط موی بسیار باریک داشت، اندامش متناسب و معتدل و سینه وشانهاش پهن بود.
سرشانههایش از هم فاصله داشت. پشتی پهن داشت، جز ران و ساقکه زیر مفصلهااست، استخوانهای بند دستش کشیده و کفی گشاده وبخشنده داشت. دو پنجه دست و پایش قوی و درشت و انگشتها کشیده وبلند و دو کف پا از زمین برآمده بود. به سرعت راه میرفت وهنگام راه رفتن چنان بود که گویی از زمین سراشیب فرود میآید یااز روی سنگی به نشیب میرود. چون به طرف کسی بر میگشتبا تمامبدن بر میگشت. دیدهاش فروهشته و نگاهش به زمین بود تا بهآسمان.
بینیاش قلمی کشیده و باریک و میانش برآمدگی داشت و نوری ازآن میتافت.
دهانش نه بسیار کوچک و نه بزرگ بود. دندانهای زیبایش سفید،براق و نازک بود. گردنش در صفا و نور و استقامت نقره فام بود،بوی مشک و عنبر از او بلند بود.
پارهای از مورخان این ویژگیها را برای جد وی نگاشتهاند; اماعلی را در این خصوصیات همانند دانستهاند.
... بااین ویژگیهای روشنی آفرین به خوبی میتوان او را شناخت،وی علی اکبر پور والای امام حسین(ع)است. جوانی زیبا که همانندجد خود رسول خدا(ص)در سیرت، سپید و در صورت، آسمانی مینمود وهماره یاد و نام پیامبر(ص)از چگونگی سخن گفتن و یا راه رفتن ودیگر برخوردهای اجتماعی اخلاقی او میتراوید. از این رو، امامحسین(ع) او را شبیهترین مردم حتی نسبتبه خود در خلقت وآفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسولخدا(ص) معرفی میکرد.
آنان که با صورت دلربای پیامبر(ص)و صدای پرچاذبه آن حضرتآشنا بودند، آنگاه که علی از پشت دیوار زبان به سخن میگشود،گویی صدای رسول اکرم(ص)را میشنیدند.
گاهی که اباعبدالله(ع) برای صوت قرآن جد عزیزش دلتنگ می شد، بهعلی میفرمود: علی جان! برایم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهرهبرم.
کلام شیرین، بیان روان، ادب بسیار در برابر پدر و مادر، اطاعتبی چون و چرا از مقام ولایت و دلدادگی به حقیقت، برگی دیگر اززندگانی زرین علی اکبر بود. این ویژگیها چون با فروتنی اوهمراه میشد، نگاه تحسینآمیز همگان را به دنبال داشت. (2)
علی درحماسه کربلا، درخششی چشمگیر داشت و با هربار حمله خود،دهها نفر را به خاک هلاکت میانداخت. هنگامی که با 25 سوار بهساحل فرات روانه شد و برای سیصد نفر از خاندان، عیال و اصحابامام حسین(ع)آب آورد، بسیاری از مسوولان و سرپرستان حفاظت ازفرات را از دم تیغ خود گذراند و پشت دشمن را به لرزه درآورد.
عمویش ابوالفضل(ع) که خود در دلاوری و بیباکی و شجاعت و شهامت،زبانزد همگان بود، به خاطر چنین صفات تابناک، علی را بسیاراحترام میکرد.
قهرمانان تاریخ و دلیرمردان عرصه های نبرد، کمتر از دانش وبینش بهره دارند; زیرا در مسیر رزم و جنگ قرار داشته و فرصتنداشته و یا علاقه کمتری به درس آموزی و دانش آفرینی از خودنشان میدهند; اما علی اکبر، جوانی چند بعدی بود و سطرهای کتابوجودش با حکمت نگاشته شده بود. چشمههای دانش و دانایی از اعماقوجودش میجوشید. در مجالس گوناگون عالمانه و اندیشمندانه لب بهسخن میگشود و به دور از غرور و تکبر مردانه سخن میگفت.
از آنجا که از جد خود رسول خدا(ص)سخنان بسیاری روایت میکرد،به عنوان «محدث» شناخته شد.
افزون برصفات ظاهری و باطنی که به طور چشمگیر در وجود حضرتعلی اکبر(ع) دیده میشد. کمالات و مقامات معنوی وی نیز دررتبهای برتر از دیگران قرار داشت.
ماجوانان هرچند از صفات خوبی بهرهمند باشیم، گاه توان تحملسختیها و ظرفیت رویارویی با مصایب را از دست میدهیم و سنگینیناملایمات زندگی، تعادل رفتار و گفتارمان را میرباید.
علی اکبر در چنین صحنههای سخت و طاقتسوز، تنها به رضا وتسلیم الهی فکر میکرد و چنان در برابر بلاهای الهی آرام و مطمئنبود که گاه حیرت و شگفتی دیگران را برمیانگیخت. از این رو، درهنگامه دردآلود کربلا به پدر گفت: «اولسنا علی الحق» (پدرجان!)آیا ما برحق نیستیم؟
و چون امام فرمود: آری، گفت: در این هنگام، باکی از مرگ نداریم.
این روحیه قوی و صفات شایسته، چنان ابهت و عظمتبه علی اکبرداده بود که افزون بردوستان، دشمنان آگاه نیز به برتریهایشاعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف میکردند. معاویه روزی ازاطرافیانش پرسید: «چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانانبردیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگرانسزاوارتر است؟ »روباه صفتان زشتسیرت که نام و نان خود را در تملق مییافتند،به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند.
معاویه گفت: نه چنین نیست:
«اولی الناس بهذالامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله وفیه شجاعه بنیهاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف.»
شایسته ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند امام حسین است که جدش رسول خدا(ص)است و جاعتبنیهاشم، سخاوت بنی امیه وزیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.
فروغ چهره خوبان شعاع طلعت توست کمال حسن تو مدیون این ملاحت توست به خلق و خلق رسول و به منطق نبوی فزونتر از همه کس در جهان شباهت توست به پیکر تو مجسم لطافت روح است عجب بود که در این خاکدانه قامت توست نگار مهر تو غارتگر دل پدر است عیان به چشم سیاهت غم شهادت توست. (3)
حضرت علی اکبر، نزدیکترین شهیدی است که با امام حسین دفن شده است. مدفن او پایین پای اباعبد الله الحسین قرار دارد و به این خاطر ضریح امام شش گوشه است. (4)
جوان کسی است که مرحلهای به نام بلوغ را پشت سر گذاشته و تغییری کلی پیدا کرده است،؛ زیرا از دنیای بدون دغدغه کودکی خارج و به دنیای پرمسئولیت بزرگسالی وارد شده است. جوان شخصی است که دوره پستی و ناتوانی کودکی را پشت سرگذاشته و دوره سستی و ناتوانی دیگری به نام پیری را پیش رو دارد. لذا بهترین، فعالترین و شادابترین دوره عمر هر انسانی دوره جوانی است. (5)
پیامبر اکرم (ص): هیچ چیز محبوبتر در نزد خداوند متعال از جوان توبه کننده نیست و هیچ چیز مبغوضتر در نزد خداوند متعال از پیری که مشغول گناه است نمیباشد. (6)
پیامبر اکرم (ص): ای اباذر! هیچ جوانی به خاطر خدا، دنیا و سرگرمیهای آن را کنار نگذاشت و جوانی خویش را در راه طاعت خدای پیر نکرد، جز اینکه خداوند پاداش 72 صدیق بسیار راستگو را به او عطا فرماید. (7)
پیامبر اکرم (ص) : بهترین جوانان شما کسی است که به پیران (از لحاظ تجربه و دور اندیشی) شبیه گردد. (8)
حضرت علی(ع): کسی که در کودکی دانش نیاموزد، در بزرگی پیشی نمیگیرد.
حضرت محمد(ص): توبه نیکو است ولی برای جوانان نیکوتر است.
حضرت علی(ع): ای گروه جوانان آبروی خویش را با ادب حفظ کنید و دین خود را با علم و دانش محافظت نمائید.
حضرت علی(ع): دو چیز است که برتری آنها را تنها کسی که آنها را از دست داده باشد میداند. (آن دو عبارت است از) جوانی و عافیت. (9)
از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است، جدیت کنید به این که هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید.
«بهار توبه» ایام جوانی است، که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقصتر و شرایط توبه سهلتر و آسانتر است.
چقدر موجب افتخار است که جوانهای برومندی در مملکت ما، در خدمت اسلامند.
شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسی حقایق اسلام، در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره اصالتهای اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی که اسلام را از همه مکاتب دیگر جدا میسازد فراموش نکنید.
جوان قلبش لطیف است، ملکوتی است.
مبارزه علمی برای جوانان، زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتها و حقیقتهاست. (10)
افسوس! اگر جوانان میدانستند و اگر پیران میتوانستند. (هنری اشتاین، ادیب فرانسوی)
اشتباه جوانان در این است که فکر میکنند هوش میتواند جای تجربه را بگیرد و اشتباه پیران در این است که خیال میکنند تجربه میتواند جای هوش را بگیرد. (آنا هربرت)
در جوانی، اشتباههای بسیاری را باور میکنیم و در پیری، حقایق زیادی را باورنمیکنیم. (ضرب المثل آلمانی) (11)
جوان و فطرت: جوان در فطرت و سرشت خویش، حقگرا و خداگراست و ویژگیهایی نظیر تمایل به ابتکار و خلاقیت و زیبایی دارد و باید زمینههای رشد این خصوصیات فطری برایش فراهم شود. او همچون نهالی است که اگر به آن آفتاب، آب و خاک مناسب داده شود، رشد میکند و سالم میماند و در برابر حوادث طبیعی خم به ابرو نمیآورد و از اصل خود بازگشت نمیکند تا این که همچون درختی تنومند و استوار گردد.
جوان و اندیشه: ای عزیزِ جوان، اندیشه به مانند آسیابی است که اگر گندم در آن بریزند آرد میدهد و اگر کلوخ در آن بریزند گرد و خاک میدهد و اگر هیچ نریزند، چون آسیاب دایم در حرکت است؛ خود را میساید و از بین میبرد و وجود اندیشه لغو میشود. ندانسته فکر کردن و ندانسته تصمیم گرفتن و عمل کردن موجب از بین رفتن کارآیی و ارزش اندیشه میشود. جوانان باید با علم صحیح و آگاهی کامل آینده خود را بسازند و اندیشه را با اهمیت و حیاتی و نه ساده و کم اهمیت تلقی کنند.
جوان و الگوپذیری: عدم آگاهی نسبت به پدیدههای اجتماعی و عدم شناخت جوان نسبت به خود و کمال خویش و نبودِ الگوهای پذیرفتنی و وجود الگوهای نامناسب سبب انحراف جوان به سوی مکاتب فکری منحرف و پیروی از آنها میشود و به این ترتیب جوان از اصل خویش دور میشود.
جوان و پیروی از مردان خدا : زمانی که مربیان الهی هدف مقدس خود را، که دهوت به خداپرستی بود، به مردم عرضه میداشتند و مردم را به آیین حق میخواندند، بیشتر کسانی که گِردشان جمع میشدند و دعوتشان را صمیمانه اجابت میکردند جوانان بودند؛ چرا که جوانان سخنان پیامبران را موافق الهام فطری و ندای وجدانی خود مییافتند و آنان را بهترین پاسخگو برای تمنای فضیلتدوستی خویش میدیدند. جوانان با پیروی از مردان الهی، عالیترین خواهش فطری ـ انسانی خود را ارضا میکردند و از این راه موجبات خوشبختی مادی و معنوی خویش را فراهم میساختند.
جوان و اندیشه پاکی: جوانان، عاشق حق و حقیقت و علاقهمند به تقدساند جوان نسبت به نیکی و درستکاری حساسیت مخصوصی دارد و از آن لذت میبرد. او در ذهن خود مدینه فاضلهای را ترسیم میکند که در آن تمامی ناپاکیها از بین میرود.
مورسی دبس میگوید: در حدود پانزده تا هفده سالگی جوانان با ندای تقدس یا شجاعت، به لرزه در میآیند. آرزومند میشوند که جهان را از نو تشکیل دهند، بدی را نابود، و عدالت مطلق را حکم فرما کنند.
جوان و آزادی: از تمایلات سوزانی که با فرا رسیدن دوران جوانی با شدت و نیروی فراوان در نهاد جوانان بیدار میشود و آنان را مجذوب خود میسازد، خواهش آزادی است. انگیزههای جوانی مانند بادی است که برای راندن کشتی سودمند است، اما نباید بادبان کشتی را به حال خود واگذارشت و گرنه آدمی را با خود خواهد کشانید. آزادی بر اساس احساسات، آدمی خواری میکشاند و آزادی بر اساس عقل آدمیرا با عزت و کمال هم پیمان میکند. محدود کردن تمنیات و خواهشهای نفسانی شرط آزادی عاقلانه، و ثمره آن رسیدن به کمال است.
جوان و فضیلت خواهی: روح جوان خوبیها را زودتر میپذیرد و به صفات انسانی سریعتر میگراید. امام صادق علیهالسلام به یکی از دوستان خود به نام ابیجعفر احول که به نشر تعالیم اسلام مشغول بود، فرمود: تبلیغ خود را به نسل جوان معطوف دار؛ زیرا جوانان زودتر حق را میپذیرند و سریعتر به خیر و صلاح میگرایند. در این حدیث، امام صادق علیهالسلام به صفای باطن و فضیلتخواهی نسل جوان تصریح فرمودند و این مطلب اشاره به این دارد که در ایام جوانی میل به فضیلت خواهی در جوانان بیدار میشود.
جمال جوانی: موضوع زیبایی از مسائلی است که همواره مورد توجه اسلام بوده است؛ چرا که خداوند جمیل است و جمال را دوست دارد. جمال دلپذیر و جذاب دوران جوانی، از زیباییهای طبیعی بشر است که در ایام جوانی با فروغ خیره کننده خود جلوه میکند. خودآرایی جوان امری است فطری. او همچنان که به خودآرایی میپردازد و جمال ظاهری را دوست دارد، شیفته فضایل اخلاقی و جمال سیرت هم هست؛ فضایلی چون فتوت، وفای به عهد، عزت نفس، رقت قلب و هزاران فضیلت دیگر. اما ای عزیز آگاه باش که جمال روحانی و سجایای اخلاقی تو چون شعله فروزانی است که اگر به خاموشی بگراید، مانند دستهگلی خواهی بود که با نوارهای رنگارنگ تزیین شده، اما بوی نامطبوع و زنندهای دارد و چنین دستهگلی هیچ گاه مورد پسندن واقع نخواهد شد.
جوان و رفاقت : انسانها در تمام ادوار زندگی نیازمند دوستی با دیگرانند. آدمی از داشتن همدمی یک دل، احساس مَسرّت میکند و این احساس در جوانان بیشتر است. انتخاب دوست، برای نسل جوان از اساسیترین مسائل است و دوستان دوران جوانی نقش موثری در خلق و خوی او دارند. دوستی بر اساس عقل و ایمان و مصاحبت با افراد پاکضمیر آدمی را به کمال میرساند و از دست دادن آن همچون از دست دادن اعضای بدن است، همچنان که دوستی بر اساس احساس و مصاحبت با فرد فاسد، طبیعت آدمی را ناخودآگاه منحرف میسازد و روح شیطانی را جایگزین روح الهی میکند.
نیروی جوانی : مزارع سرسبز و خرم با کوشش جوانان آباد است، چرخهای عظیم صنایع با نیروی قوی جوان در حرکت است، ذخایر طبیعی که در اعماق معادن نهفته است با همت نسل جوان استخراج میشود، پایههای اقتصاد کشورها به نیروی فعال جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت ممالک بر عهده نسل جوان است و در نهایت صعود به بالاترین قلههای کمال به دست توانای جوان میسر میشود.
جوان و تفریح : تفریح از مسائلی است که آیین اسلام همواره به آن اهمیت داده است. امام علی علیهالسلام میفرماید: شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه نشاط است. جوان نیروی قدرتمندی در وجود خود دارد که در عرصههای گوناگون از آن استفاده میکند و برای سازماندهی این نیروی با ارزش نیاز به تفریح و پرکردن اوقات فراغت دارد.
جوان و مشکلات جامعه : جوانان به خوبی نشان دادهاند که قدرت رفع دشواریها و مشکلات اجتماعی را دارند و اگر از انرژی آنها به طرز صحیح استفاده شود، قادرند بزرگترین موانع موجود بر سر راه جامعه را از میان بردارند. همان گونه که برای حل مسائل نظامی از نیروی جوان بسیجی بهره گرفتیم، برای رفع مشکلات دیگر نظیر مشکلات اقتصادی نیز میتوانیم از این نیروی قدرتمند و عظیم کمک بگیریم و امکانات و منابع فراوان موجود در کشور را به کار بگیریم.
جوان و عبادت : از حیلههای بزرگ شیطان آن است که انسان را به توبه و پارسا پیشگی در پایان عمر و زمان پیری وعده میدهد و او را به در جوانی غفلت میکشاند و بدین ترتیب هر روز که از عمر میگذرد زنجیرهای شیطانی محکمتر میشود. به همین جهت است که تهذیب نفس و عبادت در جوانی با وجود مکرهای نفسانی و شیطانی دارای ارزش بسیار است. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در اینباره میفرمایند: برتری کسی که جوانی خدای را عبادت کند بر کسانی که در پیری به عبادت روی میآورند، به سان برتری پیامبران بر سایر مردم است. پس تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب نفس کوشش کن.
جوان و خلاقیت : بنابر نظر استرنبرگ متداولترین برداشت از خلاقیت عبارت است از این که فردْ فکری نو و متفاوت ارائه دهد. این پویایی فکری در جوان بیشتر است. او علاقهمند است آثار تازهای که پر از نشاط و تازگی است خلق کند؛ چه آن که او همه چیز را جوان و تازه و پرنشاط میبیند و با خلق آثار نو میخواهد به مردم ثابت کند که دنیا پر از خوبیهاست.
جوان و مسئولیت پذیری : نقش عظیم جوانان پسر و دختر در شکلگیری انقلاب ما و حفظ آن بسیار مؤثر و تأمل کردنی است. از این رو نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این نسل پویا و کودک انگاشتن آنان کار غیر منطقی و ناصوابی است. (12)
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را (محمدحسین شهریار) (13)

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ...
ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد

حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن،ماه لیالی قدر، ماه میهمانی بر سفره ی الهی، ماه رحمت، ماه بهار قرآن، مبارک باد
و این چنین خداوند رحمتش را در آيه 183 سوره بقره بر بندگان ارزانی داشت:
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
ای اهل ایمان بر شما هم روزه داشتن فرض گردید چنانکه امم گذشته را نیز فرض شده و این دستور برای آن است که شما پرهیزگار شوید.
خداوند روزه را بر بندگانش واجب نمود همان طور که برای گذشتگان واجب نموده و همچنین خداوند این امر را برای آن واجب کرد که انسانها پرهیزکارشوند.

خجسته باد و مبارك قدوم ماه صيام *** بر اولياء و احباى شهريار نام
(نزارى به نقل از دهخدا)
سوى بهشت عدن يكى نردبان كنم *** يك پايه از صلات و دگر پايه از صيام
(ناصر خسرو ص 58)
از جسم بهترين حركاتى صلاة دان *** وز نفس بهترين سكناتى صيام دان
(خاقانى)
کاش این رمضان لایق دیدار شوم *** سحری با نگه لطف تو بیدار شوم *** کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان *** تا که هم سفره ی تو لحظه ی دیدار شوم.

در آستانه ی این ماه مبارک نیکو است که با برخی از وظایفمان در زمان غیبت امام عصرمان آشنا شویم چرا که در روایت وارد است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة». «هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
و اما در لابه لای روایات و اخبار از معصومین علیهما الاسلام وظایفی چند برای منتظران در زمان غیبت استخراج می شود که مختصری از آنها را در این پست برایتان ذکر می نمایم:
اول: شناخت وجود مقدس امام زمان (عج) ؛ (در مرتبه ی اول وظیفه ی هر منتظری کسب معرفت نسبت به این وجود نازنین است چرا که تا انسان مرتبه و قدر و منزلت را شخص نشناسد نمی تواند بخوبی وظیفیه ی خود را نسبت به امام زمانش ادا کند.
دوم: تذهیب نفس (منتظر باید نفس خودش را از آلودگی ها دور کند و به خودسازی بپردازد و خویشتن را به صفات نیکو بیاراید.
سوم: اصلاح جامعه (یک منتظر واقعی به اندازه ی خود می کوشد تا جامعه و اطراف خویش را نیز برای ظهور امامش آماده کند با امر به معر وف و نهی از منکر، با برنامه ی های فرهنگی مذهبی، با بحث ها و هم نشنی ها و گفتگو های مفید و....)
چهارم: کسب آمادگی در جنبه های مختلف برای خدمت به امام زمان (چرا که ایشان پس از قیام به نیروهایی متخصص در هر زمینه ای نیاز دارند.)
پنجم: توبه از معاصی (توبه از جمله موهبت های بزرگ الهیست به طوری که در فضیلت توبه آورده اند: وقتی انسانی به درگاه خداوند توبه می کند خداوند متعال گناهش را می بخشد، به آن قطعه از زمین دستور می دهد تا این عمل را فراموش کند چرا که تمام کائنات در روز قیامت شهادت می دهند، و همچنین خداوند رحمتش را به حد والا می رساند و به جای خطای آن گناه ثواب و پاداش برای بنده اش قرار میدهد.)



بسم رب المهدی(عج)
میلاد منجی عالم بشریت مظهر عدل و عدالت مبارک باد.
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف)فرمود:بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم.
همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم، حلال و حرام را مى شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.

فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم مى باشد و كناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نيكوى پروردگار مى باشيم; و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.

میلاد حضرت علی اکبر(ع) دومین فرزند برومند امام حسین(ع) سرور و سالار شهیدان را به شما تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
از جمله الگو های رفتاری این جوان دین داری و فداکاری و ایثاری بود که برای امام خود به خرج داد و ما نیز در هشت سال دفاع مقدس جوانان شید بسیاری را دیدیم که با سرمشق از رفتار حضرت علی اکبر(ع) به جبهه های جنگ رفته و تا آخرین نفس برای حفظ مملکت اسلامی خویش و برای حفاظت از شرعیت نسبیشان جنگیدند پس روز میلاد سرمشق جوانان مبارک.

لقب راستین باب الحوائج
یکی از القاب مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) "باب الحوائج" می باشد که به عقیده ی خود بنده ی حقیر خداوند متعال بسیار زیبا و نیکو بر ایشان این لقب را نهاده است و براستیکه ایشان دری از رحمات الهی برای بندگان خدا بودند و هستند و خواهند بود.
علاقه ائمه به ایشان
در ارتباط با علاقه ی شدیدی که ائمه اطهار نسبت به این بزرگوار داشتند که بسیار هم مشهور است می توان گریزی به کتاب انوار نعمانی، جلد 1، صفحه 124 زد که در این کتاب منقول است روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع)، امیر المومنین امام علی (ع) دست های ایشان را می بوسیدند و گریه می کردند.
به نام خداوند رحمان و رحیم
بهشت ارزانی خوبان عالم
بهش من تماشای حسین است
عیدتان مبارک
ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار مبارک
هر روز بارها تکرار می کنم (قربان شما) اما تنها حسین (ع) این جمله را معنا کرد.
میلاد کسی که خود را قربانیه عشقش کرد مبارک باد.
مژده ای دل کز منادی این ندا آمد خوش آمد
سوم شعبان بصد شور و صفا آمد خوش آمد
زاد روز سومین مسند نشین عدل و غیرت
جرعه نوش ساغر قالو بلی آمد خوش آمد
رهنورد سنگر آزادی و آزاد مردی
سرخ پوش لاله زار کربلا آمد خوش آمد
حق پویان عالم را بگو با شور و شادی
الگو و سرمشق،از بهر شما آمد خوش آند
عاشقان عیدتان مبارک

باسمه تعالی
برترين عبادتها
رمز موفقيت هر انسان وارسته عبادت و بندگي حضرت حق است، چراكه فلسفه آفرينش انسان جز اين نيست. البته عبادت معنايي عام دارد و فقط به نماز و روزه محدود نمي گردد. راغب اصفهاني در مفردات خود مي گويد: "عبوديت و بندگي به معناي اظهار ذلت و خضوع است." يعني عبادت معناي كامل تري دارد كه آن نهايت خضوع و اظهار بندگي مي باشد.
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) درباره شب عاشوراي حضرت زينب (عليها السلام) مي گويد: "عمه ام زينب در شب عاشورا در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و به درگاه خداي تعالي استغاثه مي كرد و در آن شب چشم هيچيك از ما به خواب نرفت و صداي ناله ما قطع نشد."
عبادت به معناي عام نيز درتمامي رفتار و كردار حضرت زينب (عليها السلام) ديده شد. بر مشكلات و مصيبتهايي كه بر او وارد شد صبركرد تا آنجا كه صبر هم از صبرش به ستوه آمد و همه اينها براي او عبادت محسوب مي شد. چه عبادتي بالاتر از اهداي دو فرزند دلبند در راه اعتلاي قرآن و عترت و و در سوگ شش برادر همانند امام حسين و حضرت عباس (عليهما السلام) نشستن؟ چه عبادتي برتر از سركردن چادر اسيري كه ده ها امتحان الهي در آن واقع شد و او همه را به خوبي سپري كرد؟
و بالاخره چه عبادتي بهتر از دنبال كردن قيام برادر و خواندن خطبه هاي آتشين در مسير كوفه و شام وبيدار كردن مردم ناداني كه فريب تبليغات مسموم دستگاه يزيد را خورده بودند و حسين بن علي (عليه السلام) را به عنوان يك فرد خارجي و بيگانه از اسلام به شهادت رساندند! خطبه هاي او موجي در كوفه و دمشق بوجود آورد كه حتي پايه هاي حكومت يزيد را متزلل ساخت تا آنجا كه معاويه دوم پسر يزيد حاضر نشد به جاي پدر بنشيند و پس از اندكي با رسوا كردن دودمان ستم پيشه بني اميه ازحكومت كناره گرفت.
او در خطبه خويش يزيد را به آخرت بيم مي داد و مي فرمود "بپرهيز از روزي كه درآن داوري با خداوند تبارك و تعالي باشد و شخص محمد (صلي الله عليه و آله) دادخواهي كند. اي يزيد، اعضا و جوارح اشخاص عليه افراد گواهي مي دهند و در آن روز است كه دانسته شود كه ستمكاران چه سزايي دارند."
آري، بالاترين عبادت زينب (عليها السلام) وعظ و اندرز او بود كه با آن رسالت پيامبران الهي و ائمه طاهرين (عليهم السلام) را دنبال نمود.
(برگرفته از کتاب "حضرت زينب (عليها السلام) (سيرة عملي اهل بيت ـ عليهما السلام)"، تألیف حجة السلام سید کاظم ارفع)
ولادت با سر سعادت امام محمد تقی جواد الائمه (ع) را به تمامی پیروان و رهروان آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض میکنم.
