عیدتان مبارک

سبو بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست...
خدایا...
در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن، من نمیشکنم بشکن...
ااآااآآاا دست دست آآآااآآا مشالا، قرش بده بیا وسط... آها
عیدتون مبارک، دلتون شاد

شب قدر

شب قدره ها...

خدا سوسکت کنه ایشالا اگه منو دعا نکنی

(ستاد تنبلان دعا خواه)



جدای از شوخی

التماس دعا...

رمضان





عید مبعث مبارک

فضیلت نام محمد

 

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم):

«هرگاه کسی را محمد نام نهادید، او را زشت مشمارید و با چهره در هم با او روبه ‌رو نشوید

و او را نزنید.

مبارک باد خانه‌ای که در آن محمد باشد و مجلسی که در آن محمد باشد

و هم‌سفرانی که در آنها محمد باشد».

 

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم):

«هرگاه فرزند را محمد نام نهادید، او را گرامی بدارید و در مجلس برایش جا باز کنید و

کار او را زشت مشمارید».

 

رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صل

الله علیه و آله و سلم):

«هیچ خانه‌ای نیست که نام محمد در آن باشد،

مگر آنکه خداوند روزی آنها را بسیار می‌کند. پس هرگاه آنان را [محمد] نامیدید،

آنان را نزنید و دشنام ندهید».


دانلود مداحی ویژه فاطمیه

ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری شهات حضرت فاطمه زهرا (س)

مجموعه ای از مرثیه های در وصف شهادت حضرتشان را تقدیم حضورتان میکنم

حاج محمود کریمی

بارونه، بارونه بارونه، چشمامون برا تو گریونه (فاطمیه دوم)

من بی قرار روضه زهرای اطهرم (فاطمیه دوم)

یاد ایامی که ما در خانه مادر داشتیم (فاطمیه اول)

دنیا غریبی ندیده مثل امشب (فاطمیه اول)


عید نوروز  و  ماهی قرمز

دوباره با فرارسیدن موسم نوروز، خبرهای ضد و نقیض فراوانی درباره سفره هفت سین و ماهی های کوچک تنگ بلور آن به سر زبانها می افتد. شاید داغترین خبرهای هفت سینی باز هم مانند سالهای گذشته، بیماری زا بودن ماهیهای قرمز است که گفته می شود چندین بیماری را با همدیگر منتقل می کنند.

خبرآنلاین: بنا به گفته دکتر ایرج خسرونیا، آلودگی مکانهای پرورش این ماهیان، علت اصلی انتقال این بیماریهای خطرناک است. به گفته این پزشک متخصص، هر ساله در ایام نوروز دستفروشان اقدام به فروش ماهی‌های زینتی می‌کنند و به دلیل رعایت نکردن نکات بهداشتی تماس با این ماهی‌ها خطر بروز بیماری را در پی دارد.

کارشناسان می گویند بررسی‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ماهی‌های قرمزی که در آب‌های آلوده پرورش می‌کنند موجب انتقال میکروب به انسان‌ها می‌شود. به گفته آنها میکروب‌ها از طریق مدفوع ماهی‌ها وارد آب می‌شود و بر اثر تماس به دست افراد انتقال پیدا می‌کند.

آنها توصیه می کنند کودکان از دست زدن به ماهی‌ها در تنگ آب اجتناب کنند و اگر دستشان به آب ماهی‌ها خورد بلافاصله با آب و صابون بشویند تا آلودگی‌ها از بین رود. همچنین در ایام نوروز که تماس مردم با ماهی‌های قرمز زیاد است، بهتر است افراد ماهی‌ها را با توری تهیه کنند و از دست زدن به آنها خودداری کنند.

مثل ماهی سرزنده

مثل سبزه شاداب و زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و مثل سکه ارزشمند باشید

پیشــاپیش ســال نــو بــر شمــا مبــارک

عناوین ادامه مطلب:

- ماهی قرمز تنگ بلور، ایرانی یا چینی؟

- ماهیهای مرده، داغ دل طرفداران محیط زیست

- نكاتی در مورد ماهی قرمز و نگهداری مناسب از این نوع ماهی

- اطلاعیه بهداشتی دامپزشکی در خصوص نحوه نگهداری ماهی قرمز شب عید، به نقل از سایت نظام دامپزشکی

 

ادامه نوشته

فرا رسیدن نمیه شعبان, میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) مبارک باد


گل نرگسم به آن یاس سپید قسمت می دهم دیگر بیا ...

تا کی؟ تا چند؟ تا کجا تا آوریم روزگار بی آفتاب را؟ ...


محرم راز

در غــــم هجر رخ مـــاه تو در سوز و گدازيم        تا به كى زين غم جانكـاه بسوزيم و بسازيم

شب هجــــــــــران تو آخر نشود رُخ ننمايى        در همــــه دهــــر تــو در نازى و ما گرد نيازيم

آيد آن روز كه در بــــــــاز كنى پرده‏گشايى       تا به خـــــاك قدمت جـان و سر خويش ببازيم

به اشارت اگرم وعــــــده ديــــــــدار دهد يار       تا پس از مـــرگ به وجد آمده در ساز و نوازيم

گر به انديشه بيايد كه پناهى است به كويت      نـــه ســـوى بتكده رو  كرده نه راهى حجازيم

ساقى از آن خُمِ پنهان كه ز بيگانه نهان است     بـــــاده در ســـاغـــــر ما ريز كه ما محرم رازيم

 برگرفته از غزلیات حضرت امام خمینی (ره)

باز حسین تنها ماند! باز اسمان خونین شد!

سلام دوستان 

توی ایام محرم هستیم حیفم اومد که چیزی نگم، شعری به چشمم خورد گفتم شما هم بی بهره نباشين

ظهر عاشوراست

کربلا غوغاست

کربلا آن روز غوغا بود

عشق تنها بود

آتش سوز و عطش بر دشت می بارید

در هجوم باد های سرخ .....

قلمكده

ادامه نوشته

روز جوان

11 شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان

زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) الگوی جوانان

الف - ویژگیهای اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام

ب-  در ساحل فرات

مرقد حضرت علی اکبر علیه السلام

جوان کیست؟

روایاتی در باب جوان و جوانی

امام خمینی ره و جوان و جوانی

جوان در نگاه غربیها

جنبه های مختلف جوانی

جوان در آینه شعر

11 شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان


ميلاد حضرت علي اكبر مبارك باد

ميلاد با سر سعادت شبيه ترين افراد در خلق و رفتار به وجود نازنين بهترين آفرينش كردگار،

حضرت علي اكبر عليه السلام، بر تمامي جوانان و پيروان حضرتش تبريك و تهنيت باد.

روز جوان مبارك باد

روز جوان

11 شعبان ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان

زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری  در مدینه دیده به جهان گشود.
مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است . لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا ، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت " اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...".
حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند . او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .
وقتی امام حسین (ع) از منزلگاه «قصر بنی مقاتل» گذشت، روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد. حضرت علی اکبر وقتی سبب این حمد را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سواری می ‏گوید این کاروان به سوی مرگ می ‏رود. پرسید: مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود: چرا. حضرت علی اکبر گفت: «فاننا اذن لا نبالی ان نموت محقین» پس باکی از مرگ در راه حق نداریم!
روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود. وقتی به میدان می ‏رفت، امام حسین در سخنانی سوزناک به آستان الهی، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد.
علی اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهای شجاعانه ‏ای با انبوه سپاه دشمن داشت.  پس از شهادت، امام حسین صورت بر چهره خونین حضرت علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد . (1)


حضرت علی اکبر (ع) الگوی جوانان

الف - ویژگیهای اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام

علی در جوانی با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود نگاه انبوه‏جوانان را به سوی خود جلب می‏کرد. آنچه در این فراز از داستان‏او گفته می‏شود، نکته‏هایی است که بی تردید با مطالعه و رد شدن‏تاثیری بسزا نخواهد داشت، از این رو، باید از سرصبر و تامل‏بیشتر مطالعه و مرور کنیم و به خاطر بسپاریم.

علی صفات جد خود را می‏دانست، از این‏رو، هماره در آینه اخلاق ورفتار او نظر می‏کرد و خود را بدان صفات می‏آراست. به هنگام ‏جوانی در میان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود;

ولی در درتنهایی اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراوانی به‏خلوت با خدای خود و پرداختن به راز و نیاز و گفتگو باخالق هستی‏داشت. در زندگی آسان‏گیر، ملایم و خوش‏خو بود، نگاهش کوتاه می‏نمودو به روی کسی خیره نمی‏شد. بیشتر اوقات بر زمین چشم می‏دوخت و بابینوایان و فقرا که از نظر ظاهری در جامعه و نگاه دنیا طلبان‏احترام چشمگیری نداشتند. نشست و برخاست می‏کرد، با آنان همسفره‏می‏شد و با دست‏خود دردهانشان غذا می‏گذارد. اصالتهای فکری واستواریهای روحی، وی را چنان کرده بود که هیچگاه و از هیچ‏حاکمی هراس نداشت.

هرگز عیب‏جویی نمی‏کرد و از مداحی نابجا و شنیدن چاپلوسی افراددوری می‏کرد. تمامی انسانها را بندگان خدا می‏دانست و از تحقیرآنان خود داری می‏ورزید. در طول عمر خویش به کسی دشنام نداد وناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگویی شیوه همیشه‏او بود. بخشنده بود و آنچه به دست می‏آورد، به دیگران بویژه‏نیازمندان انفاق می‏کرد. هرگاه کسی هدیه‏ای به او تقدیم می‏کرد،با گشاده رویی می‏پذیرفت. اگر فردی مهمانی داشت و او را دعوت‏می‏کرد، می‏پذیرفت. به عیادت بیماران می‏رفت، هرچند خانه بیمار دردور افتاده‏ترین نقطه شهر باشد. در تشییع پیکر مردگان حاضر می‏شدو هیچ یار از دست رفته‏ای را تنها نمی‏گذاشت.

برای همسالان برادری مهربان و برای کودکان پدری پرمحبت‏بود ومسلمانان را مورد لطف و عطوفت‏خویش قرار می‏داد. امور دنیوی واضطراب‏های مادی او را متزلزل نمی‏ساخت.

زندگی علی ساده و بی پیرایه بود و در آن از تجمل، اسراف وتبذیر اثری دیده نمی‏شد. آنان که اخلاقی نیکو و فضایلی شایسته‏داشتند، همیشه مورد تکریم و احترام وی بودند و خویشاوندان ازصله او بهره‏مند می‏شدند. از صبری عظیم برخوردار بود و از هیچ کس‏توقع و انتظاری نداشت.

در میدان رزم سلحشوری شجاع، نیرومند و پرتوان بود و انبوه‏دشمن هرگز او را بیمناک نمی‏ساخت. در اجرای عدالت و دفاع از حق،قاطع و استوار بود. به یاری محرومان و مظلومان می‏شتافت و دربرابر ظالمان می‏ایستاد تا حق را به صاحبش برنمی‏گردانید، آرام‏نمی‏گرفت. به دانش اندوزی و فراگیری معارف اهمیت زیادی می‏داد وهمواره پیروان خود را از جهالت و بی‏خبری باز می‏داشت.

به پاکیزگی و آراستگی علاقه‏ای وافر داشت و این صفت از دوران‏کودکی در او دیده می‏شد. از این رو هماره برتمیزی لباس و بدن‏اهتمام می‏ورزید.

بسیار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم راگردن فرازان و سرکشان می‏دانست. نه تنها برانسانها بلکه برحیوانات نیز شفقت داشت و با مهربانی و ملایمت و انصاف با آنان‏رفتار می‏کرد.

آنان که قیافه ظاهری و سیمای به نور نشسته علی را دیده‏اند،چهره وی را این گونه ترسیم کرده‏اند:

قیافه‏اش بسیار با ابهت‏بود و چون ماه تابان می‏درخشید. به‏زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. از چهار شانه بلندتر و ازبلندکوتاهتر. رنگی روشن و به سرخی آمیخته و چشمانی سیاه وگشاده با مژه‏هایی پرموداشت، گونه‏هایش هموار و کم گوشت‏بود،مویش نه بس پیچیده و نه بسیار افتاده می‏نمود. از سینه تا ناف‏خط موی بسیار باریک داشت، اندامش متناسب و معتدل و سینه وشانه‏اش پهن بود.

سرشانه‏هایش از هم فاصله داشت. پشتی پهن داشت، جز ران و ساق‏که زیر مفصلهااست، استخوانهای بند دستش کشیده و کفی گشاده وبخشنده داشت. دو پنجه دست و پایش قوی و درشت و انگشتها کشیده وبلند و دو کف پا از زمین برآمده بود. به سرعت راه می‏رفت وهنگام راه رفتن چنان بود که گویی از زمین سراشیب فرود می‏آید یااز روی سنگی به نشیب می‏رود. چون به طرف کسی بر می‏گشت‏با تمام‏بدن بر می‏گشت. دیده‏اش فروهشته و نگاهش به زمین بود تا به‏آسمان.

بینی‏اش قلمی کشیده و باریک و میانش برآمدگی داشت و نوری ازآن می‏تافت.

دهانش نه بسیار کوچک و نه بزرگ بود. دندانهای زیبایش سفید،براق و نازک بود. گردنش در صفا و نور و استقامت نقره فام بود،بوی مشک و عنبر از او بلند بود.

پاره‏ای از مورخان این ویژگیها را برای جد وی نگاشته‏اند; اماعلی را در این خصوصیات همانند دانسته‏اند.

... بااین ویژگیهای روشنی آفرین به خوبی می‏توان او را شناخت،وی علی اکبر پور والای امام حسین(ع)است. جوانی زیبا که همانندجد خود رسول خدا(ص)در سیرت، سپید و در صورت، آسمانی می‏نمود وهماره یاد و نام پیامبر(ص)از چگونگی سخن گفتن و یا راه رفتن ودیگر برخوردهای اجتماعی اخلاقی او می‏تراوید. از این رو، امام‏حسین(ع) او را شبیه‏ترین مردم حتی نسبت‏به خود در خلقت وآفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسول‏خدا(ص) معرفی می‏کرد.

آنان که با صورت دلربای پیامبر(ص)و صدای پرچاذبه آن حضرت‏آشنا بودند، آنگاه که علی از پشت دیوار زبان به سخن می‏گشود،گویی صدای رسول اکرم(ص)را می‏شنیدند.

گاهی که اباعبدالله(ع) برای صوت قرآن جد عزیزش دلتنگ می ‏شد، به‏علی می‏فرمود: علی جان! برایم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره‏برم.

کلام شیرین، بیان روان، ادب بسیار در برابر پدر و مادر، اطاعت‏بی چون و چرا از مقام ولایت و دلدادگی به حقیقت، برگی دیگر اززندگانی زرین علی اکبر بود. این ویژگیها چون با فروتنی اوهمراه می‏شد، نگاه تحسین‏آمیز همگان را به دنبال داشت. (2)


ب-  در ساحل فرات

علی درحماسه کربلا، درخششی چشمگیر داشت و با هربار حمله خود،دهها نفر را به خاک هلاکت می‏انداخت. هنگامی که با 25 سوار به‏ساحل فرات روانه شد و برای سیصد نفر از خاندان، عیال و اصحاب‏امام حسین(ع)آب آورد، بسیاری از مسوولان و سرپرستان حفاظت ازفرات را از دم تیغ خود گذراند و پشت دشمن را به لرزه درآورد.

عمویش ابوالفضل(ع) که خود در دلاوری و بی‏باکی و شجاعت و شهامت،زبانزد همگان بود، به خاطر چنین صفات تابناک، علی را بسیاراحترام می‏کرد.

قهرمانان تاریخ و دلیرمردان عرصه ‏های نبرد، کمتر از دانش وبینش بهره دارند; زیرا در مسیر رزم و جنگ قرار داشته و فرصت‏نداشته و یا علاقه کمتری به درس آموزی و دانش آفرینی از خودنشان می‏دهند; اما علی اکبر، جوانی چند بعدی بود و سطرهای کتاب‏وجودش با حکمت نگاشته شده بود. چشمه‏های دانش و دانایی از اعماق‏وجودش می‏جوشید. در مجالس گوناگون عالمانه و اندیشمندانه لب به‏سخن می‏گشود و به دور از غرور و تکبر مردانه سخن می‏گفت.

از آنجا که از جد خود رسول خدا(ص)سخنان بسیاری روایت می‏کرد،به عنوان «محدث‏» شناخته شد.

افزون برصفات ظاهری و باطنی که به طور چشمگیر در وجود حضرت‏علی اکبر(ع) دیده می‏شد. کمالات و مقامات معنوی وی نیز دررتبه‏ای برتر از دیگران قرار داشت.

ماجوانان هرچند از صفات خوبی بهره‏مند باشیم، گاه توان تحمل‏سختی‏ها و ظرفیت رویارویی با مصایب را از دست می‏دهیم و سنگینی‏ناملایمات زندگی، تعادل رفتار و گفتارمان را می‏رباید.

علی اکبر در چنین صحنه‏های سخت و طاقت‏سوز، تنها به رضا وتسلیم الهی فکر می‏کرد و چنان در برابر بلاهای الهی آرام و مطمئن‏بود که گاه حیرت و شگفتی دیگران را برمی‏انگیخت. از این رو، درهنگامه دردآلود کربلا به پدر گفت: «اولسنا علی الحق‏» (پدرجان!)آیا ما برحق نیستیم؟

و چون امام فرمود: آری، گفت: در این هنگام، باکی از مرگ‏ نداریم.

این روحیه قوی و صفات شایسته، چنان ابهت و عظمت‏به علی اکبرداده بود که افزون بردوستان، دشمنان آگاه نیز به برتری‏هایش‏اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف می‏کردند. معاویه روزی ازاطرافیانش پرسید: «چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان‏بردیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگران‏سزاوارتر است؟ »روباه صفتان زشت‏سیرت که نام و نان خود را در تملق می‏یافتند،به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند.

معاویه گفت: نه چنین نیست:

«اولی الناس بهذالامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله وفیه شجاعه بنی‏هاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف.»

شایسته ‏ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند امام حسین‏ است که جدش رسول خدا(ص)است و جاعت‏بنی‏هاشم، سخاوت بنی امیه وزیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.

فروغ چهره خوبان شعاع طلعت توست کمال حسن تو مدیون این ملاحت توست به خلق و خلق رسول و به منطق نبوی فزون‏تر از همه کس در جهان شباهت توست به پیکر تو مجسم لطافت روح است عجب بود که در این خاکدانه قامت توست نگار مهر تو غارتگر دل پدر است عیان به چشم سیاهت غم شهادت توست. (3)


مرقد حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر، نزدیکترین شهیدی است که با امام حسین دفن شده است. مدفن او پایین پای اباعبد الله الحسین قرار دارد و به این خاطر ضریح امام شش گوشه است. (4)


جوان کیست؟

جوان کسی است که مرحله‏ای به نام بلوغ را پشت سر گذاشته و تغییری کلی پیدا کرده است،؛ زیرا از دنیای بدون دغدغه کودکی خارج و به دنیای پرمسئولیت بزرگسالی وارد شده است. جوان شخصی است که دوره پستی و ناتوانی کودکی را پشت سرگذاشته و دوره سستی و ناتوانی دیگری به نام پیری را پیش رو دارد. لذا بهترین، فعال‏ترین و شاداب‏ترین دوره عمر هر انسانی دوره جوانی است. (5)


روایاتی در باب جوان و جوانی

پیامبر اکرم (ص): هیچ چیز محبوبتر در نزد خداوند متعال از جوان توبه کننده نیست و هیچ چیز مبغوضتر در نزد خداوند متعال از پیری که مشغول گناه است نمی‏باشد. (6)

پیامبر اکرم (ص): ای اباذر! هیچ جوانی به خاطر خدا، دنیا و سرگرمی‏های آن را کنار نگذاشت و جوانی خویش را در راه طاعت خدای پیر نکرد، جز اینکه خداوند پاداش 72 صدیق بسیار راست‏گو را به او عطا فرماید. (7)

پیامبر اکرم (ص) : بهترین جوانان شما کسی است که به پیران (از لحاظ تجربه و دور اندیشی) شبیه گردد. (8)

حضرت علی(ع): کسی که در کودکی دانش نیاموزد، در بزرگی پیشی نمی‏گیرد.

حضرت محمد(ص): توبه نیکو است ولی برای جوانان نیکوتر است.

حضرت علی(ع): ای گروه جوانان آبروی خویش را با ادب حفظ کنید و دین خود را با علم و دانش محافظت نمائید.

حضرت علی(ع): دو چیز است که برتری آنها را تنها کسی که آنها را از دست داده باشد می‏داند. (آن دو عبارت است از) جوانی و عافیت. (9)


امام خمینی ره و جوان و جوانی

از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است، جدیت کنید به این که هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید.

«بهار توبه» ایام جوانی است، که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقصتر و شرایط توبه سهلتر و آسانتر است.

چقدر موجب افتخار است که جوانهای برومندی در مملکت ما، در خدمت اسلامند.

شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسی حقایق اسلام، در زمینه‏ های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره اصالتهای اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی که اسلام را از همه مکاتب دیگر جدا می‏سازد فراموش نکنید.

جوان قلبش لطیف است، ملکوتی است.

مبارزه علمی برای جوانان، زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتها و حقیقتهاست. (10)


جوان در نگاه غربیها

افسوس! اگر جوانان می‏دانستند و اگر پیران می‏توانستند. (هنری اشتاین، ادیب فرانسوی)

اشتباه جوانان در این است که فکر می‏کنند هوش می‏تواند جای تجربه را بگیرد و اشتباه پیران در این است که خیال می‏کنند تجربه می‏تواند جای هوش را بگیرد. (آنا هربرت)

در جوانی، اشتباه‏های بسیاری را باور می‏کنیم و در پیری، حقایق زیادی را باورنمی‏کنیم. (ضرب‏ المثل آلمانی) (11)


جنبه های مختلف جوانی

جوان و فطرت: جوان در فطرت و سرشت خویش، حق‏گرا و خداگراست و ویژگی‏هایی نظیر تمایل به ابتکار و خلاقیت و زیبایی دارد و باید زمینه‏های رشد این خصوصیات فطری برایش فراهم شود. او هم‏چون نهالی است که اگر به آن آفتاب، آب و خاک مناسب داده شود، رشد می‏کند و سالم می‏ماند و در برابر حوادث طبیعی خم به ابرو نمی‏آورد و از اصل خود بازگشت نمی‏کند تا این که همچون درختی تنومند و استوار گردد.

جوان و اندیشه: ای عزیزِ جوان، اندیشه به مانند آسیابی است که اگر گندم در آن بریزند آرد می‏دهد و اگر کلوخ در آن بریزند گرد و خاک می‏دهد و اگر هیچ نریزند، چون آسیاب دایم در حرکت است؛ خود را می‏ساید و از بین می‏برد و وجود اندیشه لغو می‏شود. ندانسته فکر کردن و ندانسته تصمیم گرفتن و عمل کردن موجب از بین رفتن کارآیی و ارزش اندیشه می‏شود. جوانان باید با علم صحیح و آگاهی کامل آینده خود را بسازند و اندیشه را با اهمیت و حیاتی و نه ساده و کم اهمیت تلقی کنند.

جوان و الگوپذیری: عدم آگاهی نسبت به پدیده‏های اجتماعی و عدم شناخت جوان نسبت به خود و کمال خویش و نبودِ الگوهای پذیرفتنی و وجود الگوهای نامناسب سبب انحراف جوان به سوی مکاتب فکری منحرف و پیروی از آنها می‏شود و به این ترتیب جوان از اصل خویش دور می‏شود.

جوان و پیروی از مردان خدا : زمانی که مربیان الهی هدف مقدس خود را، که دهوت به خداپرستی بود، به مردم عرضه می‏داشتند و مردم را به آیین حق می‏خواندند، بیشتر کسانی که گِردشان جمع می‏شدند و دعوتشان را صمیمانه اجابت می‏کردند جوانان بودند؛ چرا که جوانان سخنان پیامبران را موافق الهام فطری و ندای وجدانی خود می‏یافتند و آنان را بهترین پاسخگو برای تمنای فضیلت‏دوستی خویش می‏دیدند. جوانان با پیروی از مردان الهی، عالی‏ترین خواهش فطری ـ انسانی خود را ارضا می‏کردند و از این راه موجبات خوشبختی مادی و معنوی خویش را فراهم می‏ساختند.

جوان و اندیشه پاکی: جوانان، عاشق حق و حقیقت و علاقه‏مند به تقدس‏اند جوان نسبت به نیکی و درستکاری حساسیت مخصوصی دارد و از آن لذت می‏برد. او در ذهن خود مدینه فاضله‏ای را ترسیم می‏کند که در آن تمامی ناپاکی‏ها از بین می‏رود.
مورسی دبس می‏گوید: در حدود پانزده تا هفده سالگی جوانان با ندای تقدس یا شجاعت، به لرزه در می‏آیند. آرزومند می‏شوند که جهان را از نو تشکیل دهند، بدی را نابود، و عدالت مطلق را حکم فرما کنند.

جوان و آزادی: از تمایلات سوزانی که با فرا رسیدن دوران جوانی با شدت و نیروی فراوان در نهاد جوانان بیدار می‏شود و آنان را مجذوب خود می‏سازد، خواهش آزادی است. انگیزه‏های جوانی مانند بادی است که برای راندن کشتی سودمند است، اما نباید بادبان کشتی را به حال خود واگذارشت و گرنه آدمی را با خود خواهد کشانید. آزادی بر اساس احساسات، آدمی خواری می‏کشاند و آزادی بر اساس عقل آدمی‏را با عزت و کمال هم پیمان می‏کند. محدود کردن تمنیات و خواهش‏های نفسانی شرط آزادی عاقلانه، و ثمره آن رسیدن به کمال است.

جوان و فضیلت خواهی: روح جوان خوبی‏ها را زودتر می‏پذیرد و به صفات انسانی سریع‏تر می‏گراید. امام صادق علیه‏السلام به یکی از دوستان خود به نام ابی‏جعفر احول که به نشر تعالیم اسلام مشغول بود، فرمود: تبلیغ خود را به نسل جوان معطوف دار؛ زیرا جوانان زودتر حق را می‏پذیرند و سریع‏تر به خیر و صلاح می‏گرایند. در این حدیث، امام صادق علیه‏السلام به صفای باطن و فضیلت‏خواهی نسل جوان تصریح فرمودند و این مطلب اشاره به این دارد که در ایام جوانی میل به فضیلت خواهی در جوانان بیدار می‏شود.

جمال جوانی: موضوع زیبایی از مسائلی است که همواره مورد توجه اسلام بوده است؛ چرا که خداوند جمیل است و جمال را دوست دارد. جمال دلپذیر و جذاب دوران جوانی، از زیبایی‏های طبیعی بشر است که در ایام جوانی با فروغ خیره کننده خود جلوه می‏کند. خودآرایی جوان امری است فطری. او همچنان که به خودآرایی می‏پردازد و جمال ظاهری را دوست دارد، شیفته فضایل اخلاقی و جمال سیرت هم هست؛ فضایلی چون فتوت، وفای به عهد، عزت نفس، رقت قلب و هزاران فضیلت دیگر. اما ای عزیز آگاه باش که جمال روحانی و سجایای اخلاقی تو چون شعله فروزانی است که اگر به خاموشی بگراید، مانند دسته‏گلی خواهی بود که با نوارهای رنگارنگ تزیین شده، اما بوی نامطبوع و زننده‏ای دارد و چنین دسته‏گلی هیچ گاه مورد پسندن واقع نخواهد شد.

جوان و رفاقت : انسان‏ها در تمام ادوار زندگی نیازمند دوستی با دیگرانند. آدمی از داشتن همدمی یک دل، احساس مَسرّت می‏کند و این احساس در جوانان بیشتر است. انتخاب دوست، برای نسل جوان از اساسی‏ترین مسائل است و دوستان دوران جوانی نقش موثری در خلق و خوی او دارند. دوستی بر اساس عقل و ایمان و مصاحبت با افراد پاک‏ضمیر آدمی را به کمال می‏رساند و از دست دادن آن همچون از دست دادن اعضای بدن است، همچنان که دوستی بر اساس احساس و مصاحبت با فرد فاسد، طبیعت آدمی را ناخودآگاه منحرف می‏سازد و روح شیطانی را جای‏گزین روح الهی می‏کند.

نیروی جوانی : مزارع سرسبز و خرم با کوشش جوانان آباد است، چرخ‏های عظیم صنایع با نیروی قوی جوان در حرکت است، ذخایر طبیعی که در اعماق معادن نهفته است با همت نسل جوان استخراج می‏شود، پایه‏های اقتصاد کشورها به نیروی فعال جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت ممالک بر عهده نسل جوان است و در نهایت صعود به بالاترین قله‏های کمال به دست توانای جوان میسر می‏شود.

جوان و تفریح : تفریح از مسائلی است که آیین اسلام همواره به آن اهمیت داده است. امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه نشاط است. جوان نیروی قدرتمندی در وجود خود دارد که در عرصه‏های گوناگون از آن استفاده می‏کند و برای سازماندهی این نیروی با ارزش نیاز به تفریح و پرکردن اوقات فراغت دارد.

جوان و مشکلات جامعه : جوانان به خوبی نشان داده‏اند که قدرت رفع دشواری‏ها و مشکلات اجتماعی را دارند و اگر از انرژی آنها به طرز صحیح استفاده شود، قادرند بزرگ‏ترین موانع موجود بر سر راه جامعه را از میان بردارند. همان گونه که برای حل مسائل نظامی از نیروی جوان بسیجی بهره گرفتیم، برای رفع مشکلات دیگر نظیر مشکلات اقتصادی نیز می‏توانیم از این نیروی قدرتمند و عظیم کمک بگیریم و امکانات و منابع فراوان موجود در کشور را به کار بگیریم.

جوان و عبادت : از حیله‏های بزرگ شیطان آن است که انسان را به توبه و پارسا پیشگی در پایان عمر و زمان پیری وعده می‏دهد و او را به در جوانی غفلت می‏کشاند و بدین ترتیب هر روز که از عمر می‏گذرد زنجیرهای شیطانی محکم‏تر می‏شود. به همین جهت است که تهذیب نفس و عبادت در جوانی با وجود مکرهای نفسانی و شیطانی دارای ارزش بسیار است. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در این‏باره می‏فرمایند: برتری کسی که جوانی خدای را عبادت کند بر کسانی که در پیری به عبادت روی می‏آورند، به سان برتری پیامبران بر سایر مردم است. پس تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب نفس کوشش کن.

جوان و خلاقیت : بنابر نظر استرن‏برگ متداول‏ترین برداشت از خلاقیت عبارت است از این که فردْ فکری نو و متفاوت ارائه دهد. این پویایی فکری در جوان بیشتر است. او علاقه‏مند است آثار تازه‏ای که پر از نشاط و تازگی است خلق کند؛ چه آن که او همه چیز را جوان و تازه و پرنشاط می‏بیند و با خلق آثار نو می‏خواهد به مردم ثابت کند که دنیا پر از خوبی‏هاست.

جوان و مسئولیت پذیری : نقش عظیم جوانان پسر و دختر در شکل‏گیری انقلاب ما و حفظ آن بسیار مؤثر و تأمل کردنی است. از این رو نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این نسل پویا و کودک انگاشتن آنان کار غیر منطقی و ناصوابی است. (12)


جوان در آینه شعر

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
 نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره‏ راه زندگانی را (محمدحسین شهریار) (13)

منبع : پایگاه حوزه

محرم

محرم

محرم

محرم

محرم

محرم

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ماه نزول قرآن

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ...

ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد

رمضان کریم

حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن،ماه لیالی قدر، ماه میهمانی بر سفره ی الهی، ماه رحمت، ماه بهار قرآن، مبارک باد

و این چنین خداوند رحمتش را در آيه 183 سوره بقره بر بندگان ارزانی داشت:

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

ای اهل ایمان بر شما هم روزه داشتن فرض گردید چنانکه امم گذشته را نیز فرض شده و این دستور برای آن است که شما پرهیزگار شوید.

خداوند روزه را بر بندگانش واجب نمود همان طور که برای گذشتگان واجب نموده و همچنین خداوند این امر را برای آن واجب کرد که انسانها پرهیزکارشوند.

ماه رحمت

خجسته باد و مبارك قدوم ماه صيام *** بر اولياء و احباى شهريار نام

(نزارى به نقل از دهخدا)

سوى بهشت عدن يكى نردبان كنم *** يك پايه از صلات و دگر پايه از صيام

(ناصر خسرو ص 58)

از جسم بهترين حركاتى صلاة دان *** وز نفس بهترين سكناتى صيام دان

(خاقانى)

کاش این رمضان لایق دیدار شوم *** سحری با نگه لطف تو بیدار شوم *** کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان *** تا که هم سفره ی تو لحظه ی دیدار شوم.

ماه دعا

در آستانه ی این ماه مبارک نیکو است که با برخی از وظایفمان در زمان غیبت امام عصرمان آشنا شویم چرا که در روایت وارد است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة». «هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»

و اما در لابه لای روایات و اخبار از معصومین علیهما الاسلام وظایفی چند برای منتظران در زمان غیبت استخراج می شود که مختصری از آنها را در این پست برایتان ذکر می نمایم:

اول: شناخت وجود مقدس امام زمان (عج) ؛ (در مرتبه ی اول وظیفه ی هر منتظری کسب معرفت نسبت به این وجود نازنین  است چرا که تا انسان مرتبه و قدر و منزلت را شخص نشناسد نمی تواند بخوبی وظیفیه ی خود را نسبت به امام زمانش ادا کند.

دوم: تذهیب نفس (منتظر باید نفس خودش را از آلودگی ها دور کند و به خودسازی بپردازد و خویشتن را به صفات نیکو بیاراید.

سوم: اصلاح جامعه (یک منتظر واقعی به اندازه ی خود می کوشد تا جامعه و اطراف خویش را نیز برای ظهور امامش آماده کند با امر به معر وف و نهی از منکر، با برنامه ی های فرهنگی مذهبی، با بحث ها و هم نشنی ها و گفتگو های مفید و....)

چهارم: کسب آمادگی در جنبه های مختلف برای خدمت به امام زمان (چرا که ایشان پس از قیام به نیروهایی متخصص در هر زمینه ای نیاز دارند.)

پنجم: توبه از معاصی (توبه از جمله موهبت های بزرگ الهیست به طوری که در فضیلت توبه آورده اند: وقتی انسانی به درگاه خداوند توبه می کند خداوند متعال گناهش را می بخشد، به آن قطعه از زمین دستور می دهد تا این عمل را فراموش کند چرا که تمام کائنات در روز قیامت شهادت می دهند، و همچنین خداوند رحمتش را به حد والا می رساند و به جای خطای آن گناه ثواب و پاداش برای بنده اش قرار میدهد.)

ماه خوبیها

 

ماه برکت و مغفرت 

ماه استجابت

اللهم صل علی محمد و آل محمد

میلاد منجی عالم بشریت مظهر عدل و عدالت مبارک باد.

بسم رب المهدی(عج)

میلاد منجی عالم بشریت مظهر عدل و عدالت مبارک باد.

امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف)فرمود:بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم.

همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم، حلال و حرام را مى شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.

یا صاحب الزمان

فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم مى باشد و كناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نيكوى پروردگار مى باشيم; و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

یا امام زمان(عج)

فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.

برای ظهور حضرتش به نیت ۱۴ معصوم ۱۴ صلوات همراه با اللهم عجل لولیک الفرج

روز میلاد سرمشق جوانان مبارک

میلاد سرمشق جوانان مبارک

میلاد حضرت علی اکبر(ع) دومین فرزند برومند امام حسین(ع) سرور و سالار شهیدان را به شما تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

از جمله الگو های رفتاری این جوان دین داری و فداکاری و ایثاری بود که برای امام خود به خرج داد و ما نیز در هشت سال دفاع مقدس جوانان شید بسیاری را دیدیم که با سرمشق از رفتار حضرت علی اکبر(ع) به جبهه های جنگ رفته و تا آخرین نفس برای حفظ مملکت اسلامی خویش و برای حفاظت از شرعیت نسبیشان جنگیدند پس روز میلاد سرمشق جوانان مبارک.

 

باب الحوائج

یا ابوالفضل العباس (ع)

لقب راستین باب الحوائج

یکی از القاب مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) "باب الحوائج" می باشد که به عقیده ی خود بنده ی حقیر خداوند متعال بسیار زیبا و نیکو بر ایشان این لقب را نهاده است و براستیکه ایشان دری از رحمات الهی برای بندگان خدا بودند و هستند و خواهند بود.

علاقه ائمه به ایشان

در ارتباط با علاقه ی شدیدی که ائمه اطهار نسبت به این بزرگوار داشتند که بسیار هم مشهور است می توان گریزی به کتاب انوار نعمانی، جلد 1، صفحه 124 زد که در این کتاب منقول است روز ولادت حضرت ابوالفضل(ع)، امیر المومنین امام علی (ع) دست های ایشان را می بوسیدند و گریه می کردند.

میلاد سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) بر شما مبارک باد

به نام خداوند رحمان و رحیم

بهشت ارزانی خوبان عالم

بهش من تماشای حسین است

عیدتان مبارک

ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار مبارک

هر روز بارها تکرار می کنم (قربان شما) اما تنها حسین (ع) این جمله را معنا کرد.

میلاد کسی که خود را قربانیه عشقش کرد مبارک باد.

مژده ای دل کز منادی این ندا آمد خوش آمد

سوم شعبان بصد شور و صفا آمد خوش آمد

زاد روز سومین مسند نشین عدل و غیرت

جرعه نوش ساغر قالو بلی آمد خوش آمد

رهنورد سنگر آزادی و آزاد مردی

سرخ پوش لاله زار کربلا آمد خوش آمد

حق پویان عالم را بگو با شور و شادی

الگو و سرمشق،از بهر شما آمد خوش آند

عاشقان عیدتان مبارک

میلاد امام حسین (ع) مبارک

برترين عبادتها

باسمه تعالی

برترين عبادتها

 

رمز موفقيت هر انسان وارسته عبادت و بندگي حضرت حق است، چراكه فلسفه آفرينش انسان جز اين نيست. البته عبادت معنايي عام دارد و فقط به نماز و روزه محدود نمي گردد. راغب اصفهاني در مفردات خود مي گويد: "عبوديت و بندگي به معناي اظهار ذلت و خضوع است." يعني عبادت معناي كامل تري دارد كه آن نهايت خضوع و اظهار بندگي مي باشد.

 

فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) درباره شب عاشوراي حضرت زينب (عليها السلام) مي گويد: "عمه ام زينب در شب عاشورا در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و به درگاه خداي تعالي استغاثه مي كرد و در آن شب چشم هيچيك از ما به خواب نرفت و صداي ناله ما قطع نشد."

 

عبادت به معناي عام نيز درتمامي رفتار و كردار حضرت زينب (عليها السلام) ديده شد. بر مشكلات و مصيبتهايي كه بر او وارد شد صبركرد تا آنجا كه صبر هم از صبرش به ستوه آمد و همه اينها براي او عبادت محسوب مي شد. چه عبادتي بالاتر از اهداي دو فرزند دلبند در راه اعتلاي قرآن و عترت و و در سوگ شش برادر همانند امام حسين و حضرت عباس (عليهما السلام) نشستن؟ چه عبادتي برتر از سركردن چادر اسيري كه ده ها امتحان الهي در آن واقع شد و او همه را به خوبي سپري كرد؟

 

و بالاخره چه عبادتي بهتر از دنبال كردن قيام برادر و خواندن خطبه هاي آتشين در مسير كوفه و شام وبيدار كردن مردم ناداني كه فريب تبليغات مسموم دستگاه يزيد را خورده بودند و حسين بن علي (عليه السلام) را به عنوان يك فرد خارجي و بيگانه از اسلام به شهادت رساندند! خطبه هاي او موجي در كوفه و دمشق بوجود آورد كه حتي پايه هاي حكومت يزيد را متزلل ساخت تا آنجا كه معاويه دوم پسر يزيد حاضر نشد به جاي پدر بنشيند و پس از اندكي با رسوا كردن دودمان ستم پيشه بني اميه ازحكومت كناره گرفت.

 

او در خطبه خويش يزيد را به آخرت بيم مي داد و مي فرمود "بپرهيز از روزي كه درآن داوري با خداوند تبارك  و تعالي باشد و شخص محمد (صلي الله عليه و آله) دادخواهي كند. اي يزيد، اعضا و جوارح اشخاص عليه افراد گواهي مي دهند و در آن روز است كه دانسته شود كه ستمكاران چه سزايي دارند."

 

آري، بالاترين عبادت زينب (عليها السلام) وعظ و اندرز او بود كه با آن رسالت پيامبران الهي و ائمه طاهرين (عليهم السلام) را دنبال نمود.

 

(برگرفته از کتاب "حضرت زينب (عليها السلام) (سيرة عملي اهل بيت ـ عليهما السلام)"، تألیف حجة السلام سید کاظم ارفع)

ولادت با سر سعادت امام جواد (ع)

ولادت با سر سعادت امام محمد تقی جواد الائمه (ع) را به تمامی پیروان و رهروان آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض میکنم.

امام جواد (ع)