عید نوروز  و  ماهی قرمز

دوباره با فرارسیدن موسم نوروز، خبرهای ضد و نقیض فراوانی درباره سفره هفت سین و ماهی های کوچک تنگ بلور آن به سر زبانها می افتد. شاید داغترین خبرهای هفت سینی باز هم مانند سالهای گذشته، بیماری زا بودن ماهیهای قرمز است که گفته می شود چندین بیماری را با همدیگر منتقل می کنند.

خبرآنلاین: بنا به گفته دکتر ایرج خسرونیا، آلودگی مکانهای پرورش این ماهیان، علت اصلی انتقال این بیماریهای خطرناک است. به گفته این پزشک متخصص، هر ساله در ایام نوروز دستفروشان اقدام به فروش ماهی‌های زینتی می‌کنند و به دلیل رعایت نکردن نکات بهداشتی تماس با این ماهی‌ها خطر بروز بیماری را در پی دارد.

کارشناسان می گویند بررسی‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ماهی‌های قرمزی که در آب‌های آلوده پرورش می‌کنند موجب انتقال میکروب به انسان‌ها می‌شود. به گفته آنها میکروب‌ها از طریق مدفوع ماهی‌ها وارد آب می‌شود و بر اثر تماس به دست افراد انتقال پیدا می‌کند.

آنها توصیه می کنند کودکان از دست زدن به ماهی‌ها در تنگ آب اجتناب کنند و اگر دستشان به آب ماهی‌ها خورد بلافاصله با آب و صابون بشویند تا آلودگی‌ها از بین رود. همچنین در ایام نوروز که تماس مردم با ماهی‌های قرمز زیاد است، بهتر است افراد ماهی‌ها را با توری تهیه کنند و از دست زدن به آنها خودداری کنند.

مثل ماهی سرزنده

مثل سبزه شاداب و زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و مثل سکه ارزشمند باشید

پیشــاپیش ســال نــو بــر شمــا مبــارک

عناوین ادامه مطلب:

- ماهی قرمز تنگ بلور، ایرانی یا چینی؟

- ماهیهای مرده، داغ دل طرفداران محیط زیست

- نكاتی در مورد ماهی قرمز و نگهداری مناسب از این نوع ماهی

- اطلاعیه بهداشتی دامپزشکی در خصوص نحوه نگهداری ماهی قرمز شب عید، به نقل از سایت نظام دامپزشکی

 

ادامه نوشته

just for fun

مکاتب بشری با تعریف ساده

سوسیالیسم: دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید، دیگری را به همسایه خود می دهید.
.
کمونیسم: دو گاو دارید، دولت هر دو آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرشان شریک سازد.
.
فاشیسم : دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید. دولت آنرا به شما می فروشد.
.

کاپیتالسم: دو گاو دارید، هر دو آنها را می دوشید، شیر ها را بر زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

.

نازیسم: دو گاو دارید، دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد.
.

آنارشیسم: دو گاو دارید، گاو ها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.
.

سادیسم: دو گاو دارید، به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می
اندازید.
.

آپرتاید: دو گاو دارید، شیر گاو سیاه را به سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.
.

دولت مرفه: دو گاو دارید، آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا به نوشند.
.

بوروکراسی: دو گاو دارید، برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
.

سازمان ملل: دو گاو دارید، فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند. آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رای ممتنع می دهد.
.

ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آنها را می دوشد.
.

رئالیسم:دو گاو دارید، ازدواج می کنید، اما هنوزهم خودتان آنها را می دوشید.
.

رمانتیسم: دو گاو داریم، عاشق هم می شوند.
.

متحجریسم: دو گاو دارید، زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.
.

فمینیسم: دو گاو دارید، حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.
.

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید، از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند.
.
لیبرالیسم:دو گاو دارید، آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.
.
دموکراسی: دو گاو دارید، از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه.
.
سکولاریسم: دو گاو دارید، پس نیازی به خدا نیست.
.
کارگزاران: دو گاو داریم، وام میگیریم. یک دستگاه شیر دوشی می خریم.
.
جناح راست: دو گاو داریم، حیف، کلی گاو داشتیم.
.
جناح چپ: دو گاو داریم، اوه! چندتا گاو کم داریم.
.
مشارکت : دو گاو داریم، برای همه ایرانیان.
.
هیئت مؤتلفه: دو گاو داریم، با یک معامله چهارتاش می کنیم.
.
نهضت آزادی:  دو گاو داریم، هر دوشون از ما مسلمان ترند.
.
دفتر تحکیم: دو گاو داریم، در نتیجه ما تجمع می کنیم.
.
شعارگرایان: دو گاو داریم، می گوییم ده تا فیل داریم.
.
تساهل و تسامح: دو گاو داریم، با خودمان می شود سه نفر.
.
قرائت های مختلف(هرمنوتیک): دو گاو داریم، یکی شان تخم می گذارد زیرا قرائتش از شیر دادن
متفاوت است.
.
مدعیان روشن فکری: دو گاو داریم، هر دو را می فروشیم به جای آن ها یک گاو نو می خریم
 

ارزش زندگی

مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند.آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.

زن جوان: يواش تر برو، من مي ترسم.
مرد جوان: نه، اينجوري خيلي بهتره.
زن جوان: خواهش ميکنم ، من خيلي مي ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول بايد بگي که دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم، حالا ميشه يواش تر بروني.
مرد جوان: منو محکم بگير.
زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.
مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نميتونم راحت برونم، اذيتم ميکنه.

روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
دمي مي آيد و بازدمي ميرود. اما زندگي غير از اين است و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد که نفس آدمي را مي برد.